اجتماعی
اطلاعات کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 237
:: کل نظرات : 23

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 2
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 27
:: بازدید سال : 344
:: بازدید کلی : 344
می دانید در قطب شمال گرگ هارا چطور شکار می کنند؟

روی تیغه ای خون ریخته وآن را در قالب یخی قرار می دهند و در طبیعت رها می کنند.

گرگ آن را می بیند-

خون رالیس می زند،یخ آب شده و تیغه زبان گرگ را می برد.

گرگ خون بیشتری می بیند و تصور می کند شکار خوبی به دست آورده...

بیشتر لیس می زندو

خون خود را می خورد...

آنقدر از گرگ خون میرود که توسط خودش می میرد...

و این کاری است که ماهواره با شما می کند...خودت خودت را می کشی

تصور می کنی گرگ دانایی هستی ، ولی تو قربانی یک سیستم کثیف شدی.

لقمه هایمان را حرام نکنیم.

دجال را از خانه ها بیرون کنیم.

تعداد بازدید از این مطلب: 144
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : یکشنبه 09 شهریور 1393
نظرات 0
یادت هست؟ ........

یادت هست؟ آنروز که همه جمع بودیم دور هم.آدم و حوا بودند و همه ی اهل و عیالشان تا به آخر

چه سخنهای شیرینی داشتیم با خدایمان.او میگفت: « بنده های من، آیا من خدایتان هستم؟»

گفتیم معلوم است که شمایی خدای رحیممان.

تقریبا همه بلی گفتیم در جواب خدا. و چه خوش بودیم ازین همدلی.

یادش بخیر وقتی که خداوند پرسید:« قبول دارید که محمد است پیامبرتان؟»

گفتیم چه کسی بهتر از ایشان برای نبوتت مهربانا.

عده ی کثیری بودیم که قالوا بلی شامل حالمان میشد.خرسندی موج میزد در چشمهایمان. 

به سوال بعد که رسید، غربت در عالم متولد شد.... انگشت شمار شدیم.

یادتان که می آید؟ مولا از همان ابتدای خلقت غریب بودند...

خداوند پرسید از ما: «آیا ولایت امیر المومنین را میپذیرید؟»

سرها بالا نمی آمد و همه در فکر انکار بودند.الا نفرُ قلیل و هم اقلُّ قلیل و هم أصحاب الیمین...

و عهد چهارم که مهربان خدایمان، از ولایت ائمه سوال پرسید و دستچین کرد،

بنده های عزیزش را.کمی فکر کن. یادت می آید که فقط ما نبودیم؟ کل خلقت بودند.

از گیاه و حیوان گرفته، تا دانه و سنگ...گفتم سنگ. ..چه خاطرات زیبایی تداعی میشود برایم.

  یاد روایتی افتادم از سرورمان حضرت صادق(ع):

عده ای پرسیدند از ایشان که آقا جان عقیق چه فوایدی دارد که اینهمه توصیه میکنیدش به ما؟

حضرتمان فرمودند: شما را از بلا دور میدارد و رزق و برکت می آورد برایتان...

گفتند: آخر چرا؟ فرقش با سنگهای دیگر چیست مولا جان؟

فرمودند: لانه اول حجر شهد بالله بربوبیته و برسوله بنبوته و بامیرالمومنین

بولایه و بالائمه باالامامه...

عقیق اولین سنگی بود که این چهار عهد را قبول کرد!

عقیق هم عاشق میشود...

تعداد بازدید از این مطلب: 127
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : یکشنبه 09 شهریور 1393
نظرات 0
ای التیام زخمها ی دلم!

الهـی العـفو !

بـوی ِ نـاب ِ بهشـت می دهـد همـۀ نام های ِ قشـنگ ِتـو

می گذارمشان روی ِ زخــم های ِ د ِ لَ م ..

گفته بودی  اَلجَبّـار

یعنی کسی که جُبران می کند همـۀ

شکستگی هایِ د ِ لَ ت را

گفته بودی اَلمُصَـوِّر

یعنی کسی که از نُـو می سازد

همـۀ آنچه را ویـران  شده است درون ِ د ِ لَ ت

گفته بودی الشّافـی

یعنی کسی که شفا می دهد تمـام ِ

زخم هایِ عمیق و نا علاج را

هوای ِ دلـم سبک می شود با زمزمـۀ نام هایِ زیبایت

نَفـَس میـکِشَم در هوایِ مهـربانی هـایِ نابت


منبع, وبلاگ معجزه کلمات

تعداد بازدید از این مطلب: 146
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : سه‌شنبه 04 شهریور 1393
نظرات 0
پختگی

نان برای خورده شدن و ما برای زندگی کردن،

هر دو به پختگی نیاز داریم!

نامنی

تعداد بازدید از این مطلب: 161
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : پنج‌شنبه 30 مرداد 1393
نظرات 0
همیشه به تو فکر می کند!

وقتی که در  روی زمین کسی نیست که به او فکر کنی

به آسمان نگاه کن

زیرا آنجا کسی هست که همیشه به تو فکر می کند!

تعداد بازدید از این مطلب: 254
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : پنج‌شنبه 30 مرداد 1393
نظرات 0
شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.

بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه خرید می‌کرد؛

خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندق‌دار یک خانم

 
بی‌حجاب واصالتاً عرب بود


صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت

بارکد اجناس را می‌گرفتاجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت

 
اما خانم باحجاب ماکه روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمی‌گفت

 
و این باعث می‌شدصندوقدار بیشترعصبانی بشه 

بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «مااینجا توی فرانسه خودمون

هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو رویصورتت داری یکی از

همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید

ما اینجااومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ

 
اگه می‌خوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت

و هر جورمی‌خوای زندگی کن!»


خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندق‌دار

 
کردروبندهرا از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن

چهرهٔاروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود

گفت: «من جد اندر جد فرانسویهستم…این دین من است 

اینجاوطنم…شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.

تعداد بازدید از این مطلب: 143
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : یکشنبه 26 مرداد 1393
نظرات 0
تدبیر انسان برای رزق و تقدیر الهی (آیا رزق دست انسان است یا دست خدا؟)

یک نفر پرسید: آقا نفهمیدیم رزق ما دست خداست یا دست خودمان است؟ به او گفتم: تعلیم رانندگی رفتی؟ گقت: بله. گفتم: گاز و ترمز زیر پای مربی است یا زیر پای کسی که آمده رانندگی یاد بگیرد؟ گفت: زیر پای هردو است. یعنی من که رفتم رانندگی یاد بگیرم، گاز و ترمز دارم اما همه کاره نیستم. یک گاز و ترمز هم زیر پای او است. من می‌توانم گاز بدهم، ترمز کنم، اما همه کاره نیستی. شما می‌توانی یک کارهایی را بکنی. یک کارهایی را نکنی. اما همه کاره نیستی. ممکن است شما بزنی، اما از اداره برق قطع شده باشد. از طرفی ممکن است اداره برق بده، شما کلید را روشن نکنی. پس ممکن است خدا بدهد، شما استفاده نکنی. خدا هوش داده است، درس نمی‌خوانی. بازو داده، کار نمی‌کنی. گرسنگی شما به خاطر بی‌عرضگی و تنبلی است. این را خدا داده است. خدا برق را در خانه آورده است. شما استفاده نمی‌کنی. بعضی وقت‌ها هم شما زور می‌زنی اما خدا بیش از این سهم شما قرار نداده است. پس همینطور که گاز و ترمز زیر پای ما هست، زیر پای مربی هم هست، شب قدر یعنی چه؟ یعنی شب قدر خدا مقدر می‌کند. اما ما هم سهم داریم. اگر عذرخواهی کردیم، توبه کردیم، دعا کردیم، با دعا و توبه مثل آدمی که لیوانش را صاف می‌گیرد. شما اگر لیوانت را صاف گرفتی، شیر می‌کنند. لیوان را دَمَر کردی، شیر نمی‌کنند. وقتی ما در خانه خدا می‌رویم، یعنی خدایا آمدم لیوانم را صاف بگیرم. آمدم ظرفم را بشویم. اگر ظرفم را شستم، خدا شیر می‌کند. اگر در ظرف کینه باشد. اگر برای شما لیوان آوردند، در این لیوان سوسک بود. پشه و خاک و پر کاه بود. شما شیر و شربت می‌ریزی؟ نه! لیوان کثیف است. قلبی که آلوده است، مشکل دارد، قلبت را پاک کن، خدا شیرش می‌کند. ظرف را بشوی، خدا شیر می‌ریزد.

استاد قرائتی

تعداد بازدید از این مطلب: 138
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : یکشنبه 26 مرداد 1393
نظرات 0
چرا رزق حلال؟!

چرا رزق حلال؟!

«وَ أَوْفُواْ الْکَیْلَ» در داد و ستد لقمه حرام نخورید. خیلی مسأله لقمه حرام و حلال مهم است. حدیث داریم هرکس می‌خواهد دعایش مستجاب شود، لقمه‌اش را حلال کند. گاهی یک بچه را می‌آورند، می‌گویند: آقای قرائتی یک دعایی به این بکن. می‌گویم: من دعا می‌خوانم. دعای من مستجاب نیست. من هم مثل باقی هستم. اما اگر می‌خواهی بچه‌ات خوب تربیت شود، سعی کن لقمه حلال به او بدهی. حلال و حرام را یاد زن و شوهرها و بچه‌ها بدهید. این حلال است یا حرام است؟ حدیث داریم رزق هرکسی از حلال اندازه‌گیری شده است. کسانی که به حرام می‌پرند، خدا از حلالش کم می‌گذارد. رزق بنده در مدت هفتاد سال 822 کیلو شکر است. گاهی می‌گویم: کسی نیست، دوربین هم نیست، هیچکس نمی‌فهمد. تند تند دو سه تا باقلوا می‌خورم. مثلاً زرنگی می‌کنم. می‌گویند: آقا شما قندتان بالا رفته، اینقدر قند نخورید. چرا؟ چون می‌خواستم بیش از سهمم بخورم. این پا چقدر باید راه برود؟ معلوم شده است. این آقا باید چقدر بخندد؟ این آقا باید چقدر گریه کند؟ سهمیه بندی شده است. البته خودمان هم سهم داریم.

استاد قرائتی

تعداد بازدید از این مطلب: 150
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : یکشنبه 26 مرداد 1393
نظرات 0
گاهی زیادی دلم برایت تنگ می شود .

من بدون تو عاشقی بلد نیستم

من با تو ... صبور می شوم 

با تو

تمامِ آن چیزی می شوم که... می خواهی

پس باش ... که گاهی زیادی دلم برایت تنگ می شود ...

........................

خدا

همانيست كه من می خواهم  ؛

اي كاش، من هم هماني باشم كه خدا مي خواهد

تعداد بازدید از این مطلب: 155
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393
نظرات 0
یزیدى هستیم یا حسینى.

ما باید اهل محاسبه باشیم، هر چند اهل توبه نباشیم و تدارک نکنیم، خود محاسبه مطلوب است.

اگر بدانیم فلان روز حسینى ـ علیه‏ السّلام ـ و فلان روز یزیدى هستیم،

بهتر از این است که اصلاً ندانیم یزیدى هستیم یا حسینى.

سرانجام ممکن است روزى به خود بیاییم و بخواهیم تدارک کنیم.

با توجه به عیوب خویش و اصلاح آن‏ها،

فرصت رسیدگى به حساب هر روز خود را نداریم،

چه رسد به حساب مردم .


آیت الله بهجت

تعداد بازدید از این مطلب: 128
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393
نظرات 0

درباره ما
این کوه ها ی رنگی در بخش خواجه در 25 کیلومتری شهر تبریز واقع شده که از عجایب خلقت می باشد *********************************** خدایا من در کلبه فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری "امام سجاد علیه السلام"##########################################کپی از مطالب مجاز است به شرط سه صلوات بر ای سلامتی و تعجیل ظهور آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید
منو اصلی
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران