مسلم درلحظه ی اسیری گریه می کرد و می گفت:
برا خودم گریه نمی کنم ..
نامه نوشتم حسین (علیه السلام) داره می یاد..
یه جوری مطمئن اش کردم ،دست زن و بچه اش رو گرفته و داره می یاد
|
اجتماعی
|
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید