اگر صرفا به فکر ازدواج با یک آدم خوب هستید، این را بدانید که توجه به موقعیت اجتماعی، سطح فرهنگی و اقتصادی خانواده و... یک فاکتور بیرونی است؛ در صورتی که لازمه ایجاد کشش و جذابیت جنسی بین دو نفر قطعا یک فاکتور درونی است که از نظر متخصصان علم رفتارهای جنسی توجه به آن برای تداوم ازدواج بسیار مهم است.
اما فقدان کشش جنسی بین دو نفر چیست و چرا به وجود میآید؟ دکتر عفتالسادات مرقاتی خویی، دکترای تخصصی سکسولوژی میگوید حتی بعد از مرحله ازدواج خیلی از زن و شوهرها با وجود جذابیتی که برای هم دارند جهت احیای رابطه تلاش نمیکنند. خیلی از زوجها فکر میکنند عشق یک بار بین آنها اتفاق افتاده و همیشه با همان کیفیت باقی خواهد ماند؛ در صورتی که برای تداوم یک رابطه جنسی باید از آن مراقبت کرد.
بعد از چندسال ،مهمترین مشکل زوجها؛ عدم کشش جنسی است
زن و شوهرهایی هستند که از لحاظ اجتماعی، تناسب و سنخیت مسئلهای جدی با هم ندارند اما وقتی به مراکز مشاوره و درمانی مراجعه میکنند میگویند مشکل اصلیشان عدم تناسب جنسی است.
میگویند از نظر جنسی نمیتوانیم نیازهای هم را برآورده کنیم و از اینکه در کنار هم هستیم، احساس رضایت نمیکنیم. این را به یاد داشته باشید که در چنین مسائلی بحث بد یا خوب بودن انسانها مطرح نیست بلکه موضوع کشش جنسی بین دو نفر است که حاصل روابط عاشقانه بین زوج است؛ اینکه یکی از طرفین از نظر جنسی جذب همسرش نمیشود و طبیعتا دیگری از اینکه مورد درخواست جنسی همسرش نیست یا توسط او دفع میشود، ناراضی و ناراحت است. تعداد روزافزون مراجعهکننده نشاندهنده این مسئله است که اکثر افراد به شکلی درگیر این مشکلات هستند و به دنبال راهحل درمانی میگردند.
در انتخاب همسر فقط به فاکتورهای بیرونی توجه نکنید
به نظر شما فقدان کشش جنسی بین دو نفر چیست و چرا به وجود میآید؟ در این زمینه باید به دو مسئله توجه کنیم: اول انتخاب شریک زندگی که ممکن است مطلوبیت جنسی نداشته باشد. شاید هر دو نفر انسانهای خوبی باشند اما در انتخاب دچار اشتباه شدهاند، آنها به دلایل و اهداف متعدد بیرونی همدیگر را انتخاب کردهاند مانند تناسب اقتصادی، تحصیلاتی، ظاهر و... که همگی فاکتورهای مهم بیرونی هستند ولی آنچه لازمه ایجاد کشش و جذابیت جنسی بین دو نفر است، قطعا یک فاکتور درونی است که نظریهپردازان و متخصصان علم رفتارهای جنسی آن را به رمانس تعبیر میکنند یا به عبارت دیگر کشش، عشق و علاقه درونی است که بین دو نفر ایجاد میشود.
اشتیاق اولیه را فراموش کنید!
این را بدانید که شور و اشتیاقی که در ابتدای رابطه به وجود میآید قرار نیست در ادامه هم به همان شکل باقی بماند اما اگر به این رابطه رسیدگی نشود، نارضایتی به وجود خواهد آمد. اتفاقا گفتوگوی زن و شوهر نشاندهنده صمیمت بین آنهاست. مستقیم و با احترام به همسرتان بگویید: «جملهای که گفتی مرا ناراحت کرد.» طرف مقابل هم باید از این فرصت استفاده کند و به جای بیتوجهی به احساس همسرش بیان کند: «منظورم از گفتن آن جمله چیز دیگری بود و واقعا نمیخواستم ناراحتت کنم.» ضمن اینکه باید دقیق منظورش را هم بیان کند.
آیا این کشش و هیجان دائمی است؟!
در زمان انتخاب همسر یا شریک زندگی باید خیلی به این مهم توجه شود که آیا «نیاز جنسی» خود فرد است که این کشش را ایجاد میکند یا این یک کشش دوطرفه به دور از هیجانات جنسی است؟ طبیعی است اگر کشش به طرف همسر تنها برای رفع نیاز جنسی خود فرد باشد، میتواند باعث سوءتفاهم و اختلال در شناخت جنسی و انتخاب طرف مقابل باشد و بهراحتی این کشش و جذابیت اولیه به حساب این گذاشته شود که این فرد همانی است که «میخواهم و همواره محرک عاطفی، هیجانی و جنسی من خواهد بود» و این آغاز یک اشتباه است چون عمر این هیجان و کشش خیلی زیاد نخواهد بود!
از عشقتان مراقبت کنید!
گاهی زن و شوهر برای هم جذاب هستند اما برای احیای این کشش و جذابیت و تقویت آن کار زیادی نمیکنند و عشقی که بینشان ایجاد شده بود را به حال خود رها میکنند، با هم حرف نمیزنند و به فاکتورهای تخریبکننده رابطه جنسی بیتوجه هستند. خیلی از زوجها این تصور را دارند که عشق برای یکبار برای آنها اتفاق افتاد و همواره به همان اندازه و کیفیتی که هست باقی خواهد ماند؛ در حالی که عشق و علاقه بین زوجها خمیرمایه کشش جنسی و تداوم روابط جنسی بین آنهاست و نمیتوان آن را بدون مراقبت، احیا و تقویت رها کرد.
در قدم اول نیازهای جنسی خودتان را بشناسید
زن و شوهرها اغلب هیچ مراقبتی از این رابطه پویا نمیکنند. در نتیجه وقتی که رابطه دچار مشکلات عمیق جنسی شد به فکر کمک گرفتن میافتند و میپرسند که چطور میتوان تمام این گرد و غبار را از رابطه جنسیمان بزداییم؟ در حالی که همیشه در مشاورههای قبل از ازدواج و مشکلات زناشویی اصرار داریم که شما به عنوان شوهر یا زن بدون توجه به طرف مقابل مدام باید به این فکر کنید که چطور این رابطه را پویا نگه دارید. برای برقراری رابطه صمیمانه و جنسی ابتدا خودتان را بشناسید و سپس فرد مقابل را بشناسید! باید منافذ ریزی که در رابطه به وجود میآید و به آن توجهی ندارید را به سرعت حل کنید نه اینکه منتظر باشید اتفاقی بیفتد و بعد برای درمان سراغ درمانگر بروید.
در رابطه با مسائل پیش آمده در اتاق خواب گفتوگو کنید
میتوانید به همسرتان بگویید من از ارتباط با تو لذت میبرم اما برایم بیشتر خوشایند خواهد بود اگر از نظر ظاهر، بهداشت و.... وضعیت شما به این شکل باشد. خیلی از افراد از گفتن این موضوع دوری میکنند و گفتن این حقایق را سالها به تاخیر میاندازند. هیچ فردی نباید از گفتن این حرف به همسرش نگران باشد؛ از اینکه نکند دلش را بشکند و... بلکه این نشان از توجه به آن همسر و فضای پیشآمده در اتاق خواب است؛ در حالی که متاسفانه زن و شوهرهای زیادی هستند که بهشدت در حال سوءتفاهم هستند. برای اینکه فکر میکنند اگر مسئلهای که به وجود آمده را مطرح کنند همسرشان دلگیر میشود و... این پنهانکاریها معنایی به غیر از عدم توجه به بنیان خانواده ندارد.
به فاکتورهای مخرب روابط جنسی توجه کنید
اکثر مردها هم از بیان این موارد واهمه دارند چون نگران هستند منجر به تنش و دعوا شود. در بین زنان زیاد دیده میشود زمانی که مرد در حوزه جنسی اظهارنظری میکند یا پیشنهادی دارد افکار زن به هم میریزد، واکنش منفی نشان میدهد و... به جای اینکه زنان این صحبت را به پای نگرانی مرد و حفظ رابطه زناشوییشان بگذارند، در قالب دفاعی فرو میروند. خیلی از زن ها فکر میکنند چون ازدواج کردهاند دیگر نیازی نیست به فاکتورهای مخرب روابط جنسیشان توجه کنند.
طبیعی است هر دو در ادامه این رابطه اذیت میشوند. یکی از بزرگترین مشکلات، ارتباطات کلامی و صمیمت بین زوج است. در نتیجه در زندگی مشترک بیشتر با هم بحث میکنند تا اینکه مثل دو فرد صمیمی راجع به مسائل جنسیشان صحبت کنند.
رابطه جنسی صرفا نزدیکی نیستهمیشه هنگام انتخاب باید به این مسئله توجه داشته باشید که آیا این فرد شریک جنسی خوبی هم برای شما هست؟ آیا میتوانید به لحاظ جنسی همدیگر را جذب کنید؟ میتوانید به نیازهای هم پاسخ دهید؟ متاسفانه افراد قبل از انتخاب همسر به این سوالات فکر نکردهاند! شاید کمتر به این موضوع اهمیت میدهند که این ازدواج یک فضای خصوصی هم در اتاق خواب دارد و باید دو نفر به لحاظ جنسی متناسب باشند و به این معنا نیست که باید رابطه جنسی بین دو نفر که تازه با همدیگر آشنا شده اند، اتفاق بیفتد.
این مسئله قابل قبولی نیست چون بهطور کاذب نتیجه را مثبت میکند! در هیچ مستندی برقراری رابطه جنسی صرفا نزدیکی برای سنجش تناسب و کشش جنسی بین دو نفر اشاره یا تاکید نشده است بلکه بیشتر بر شناخت دو نفر از همدیگر که اغلب بدون محرکات جنسی، تنها با گفتمان و تعامل اجتماعی محقق میشود، تاکید شده است. تعاملات جنسی به تماسهای جسمی- جنسی صرف اطلاق نمیشود بلکه هرگونه رابطه صمیمانه، ارتباط و گفتوگوی خوشایند و لذتبخش بین زوج هم رفتار جنسی تلقی میشود.
این مسئله از محدود و محصور شدن زندگی جنسی زوجها در فضای تناسلی محض پیشگیری میکند و بیشتر روابط جنسی بین زن و شوهر را روابط اجتماعی میبیند و آن روابط را به تمامی روابطی که زن و شوهر در طول روز دارند، تسری میدهد. صحبت از علایق جنسی، ارجحیتها و اولویتهای جنسی و... قدم مهمی است که زوج ها در مسیر شناخت جنسی میتوانند در مراحل انتخاب بردارند.
ما در دوران تغییرات بی سابقه به سر می بریم....در این دوره ی دگرگونی های سریع ،ارزشها ،رسمهاو باور هایمان از هر سو مورد تردید و تهدید قرار گرفته است .و این امر بیش از هر چیز در زمینه روابط زناشویی و خانوادگی آشکار است.
...با این حال ، به دنبال رشد گرایشها ی برابر خواهی در جامعه ، حتی در محدوده ی ازدواج نیز نقشهای جنسی و رابطه ها دگرگون شده است .امروزه ،ازدواج به سادگی گذشته نیست ، زیرا هیچ چیز ، مانند گذشته ، سر جای خودش نیست . در ازدواج سنتی هر کسی جایگاه خود را می دانست ، مرد با اعمال اقتدار مسئول تامین مالی خانواده بود و زن وظیفه ی خانه دار یو فرزند پروری را به عهده داشت . ولی ،اینک زندگی دگرگونی چشمگیری یافته است: مسئولیت ها یا تقسیم شده است و یا بر پایه ی میژگی های فردی تعیین می شود.
پیامد این دگرگونی کاملا آشکار است.هنگامی که نیازهای شخصی و هدف های فرد برآورده شود ، انسان از خود می پرسد : چرا باید به رابطه ای ادامه دهم که تمام بار مسئولیتش بر دوش خودم باشد؟
مساله دیگری که تا اندازه ای به موضوع بالا مربوط می شود این است که در بیشتر ازدواجها ی امروزی زن و شوهرهر دو بیرون از خانه به کار سرگرم اند.
پیامد این پیشرفت بسیار مهم است . در چنین موقعیتی زن و شوهر ممکن است به جخت هایی متفاوت کشیده شوند و ناگزیر به دنبال کردن هدف هایی مختلف باشند . در نتیجه مدت باهم بودن شان کاهش می یابد و بر مشغولیت فکری و منابع بیرونی فشار روانی آنان افزوده می شود. با گذر زمان ، زن و شوهر بیشتر از هم جدا می شوند و به گونه ی فزاینده ای از نظر عاطفی و جسمانی از یکدیگر فاصله می گیرند.
در زمانی نه چندان دور ، طلاق عموما کاری ننگ آور شمدرده می شد . اما زمانه دگرگون شده است . اینک ، طلاق نه تنها دیگر مایه ی ننگ خانواده نیست ، بلکه عملی کاملا پیش پا افتاده است .طلاق راه حلی معقول برای موقعیتی نامعقول شده است . بدیهی است کسانی هستند که طلاق را عملی بسیار شتاب زده ، بی مقدمه و انتقام جویانه می دانند.(کرازبی ، 1985). در هر صورت ...طلاق شایع و در دسترس همه است.
·عومل شخصی
یکی از عوامل شخصی ، برداشتهای نادرست و انتظارهای غیر واقع بینانه از ازدواج است تا هنگامی که جامعه به ترویج آرمانهای رمانتیک و انتظارهی غیر واقع بینانه ، بیهوده و خیالی ادامه دهد و افراد به پذیرش آنها تن در دهند ، بر سرخوردگی و دلسردی از زندگی زناشویی نیز افزوده خواهد شد... هر یک از انتظارهای نادرست و هدفهای غیر واقع بینانهنومیدی، دلسردی ، ناکامی و خشم همسران را در پی دارد.
از عوامل دیگر موثر در افزایش نرخ طلاق، ارزشها و هدف هایی است که افراد در رابطه ی زناشویی دنبال می کنند. برای نمونه ، افراد بسیاری بنا به اقرار خودشان با هدف خوشبختی تن به ازدواج می دهند. در نتیجه ، هنگامی که خشنودی از زندگی زناشویی موقتا کاهش یابد یا رو به کاهش گذارد ، تناه راه چاره ی آنان طلاق است.
در واقع ، به گفته ی پروچسکا و پروچسکا (1978 )، ما در عصری خود شکوفا به سر می بریم بدین روی انجام عملی که بهترین و واقعی ترین جنبه ی خود فرد را تحقق بخشد، حتی اگر به معنی جدایی از زندگی زناشویی و ازدواج باشد، تایید می شود.به همین سان باید اذعان داشت که مردم تغییر می کنند.درنگاه نخست به ازدواج ، علاقمندی ها و فعالیت های همسران ممکن است همخوانی بسیاری داشته باشد.با این حال ، در مدت کوتاهی این امکان وجود دارد که علاقمندی های آنان ناهمخوانی زیادی پیدا کند.از این رو، همان گونه که افراد شخصا تغییر می یابند، رابطه هایشان نیز دگرگون می شود.هنگامی که همسران دیگر هیچ گونه همانندی در علاقه مندی ها ، فعالیت ها و ارزشهای خود احساس نکنند، در آغاز گونه ای فرایند نمادین انزوا و دوری گزینی از هم قرار می گیرند.
بالاخره ، بدیهی است که هر یک از زوج ها، هنگام ازدواج دارای تاریخچه ی روان شناختی و شخصی ویژهای است. برای نمونه،خانواده ی خود فرد بی گمان بر احتمال جدایی یا طلاق اثر می گذارد(کزلو،1981).به عبارت ساده، الگوهایی کارآمد نقشهای زناشویی این احتمال را افزایش می دهد که همسران بتوانند از عهده ی دشواری ها و پیچیدگی های برنامه های زندگی روزمره برآیند.همچنین ، تاریخچه ی روان شناختی و حالت روانی کنونی فرد می تواند از توافق و همخوانی میان همسران بکاهد یا آن را تسهیل کند. مثلا پریشانی های شدید روانی ، هم بر فرد و هم بر ارتباط های زناشویی وی ، اثر های بدی بر جای می گذارد.
·عوامل رابطه ای
در مورد عوامل رابطه ای ،موارد متعددی وجود دارد:
1.میزان اندک پاداش:
نخست اینکه، یا میزان رفتار های خوشایند همسران پریشان اندک است و یا میزان رفتار های ناخوشایندشان زیاد (جکوبسون، بوساد،1983).بنابرین،به طور منطقی ، رضایت زناشویی زن یا شوهر تابعی است از نسبت خوشایندی به نا خوشایندی.
2.دشواری های ارتباطی:
دوم اینکه ، همسران در زمینه ی ارتباط نیز دچار مشکل اند.
3.مهارتهای نابسنده ی حل اختلاف :
سوم اینکه ، وجود اختلاف به خودی خود متمایز کننده ی روابط همسران پریشان از روابط همسران غیر پریشان نیست، بلکه واکنش همسران به اختلاف اهمیت دارد. بنابراین ، طلاق پیامد مستقیم مهارتهای نابسنده ی حل اختلاف است
منبع : زناشویی درمانی از دیدگاه رفتاری –ارتباطی نوشته ی فیلیپ اچ برنشتاین ومارسی تی برنشتاین
اگر ازدواج بر اساس آرمان رمانتیک باشد ،ویژگی های این آرمان رمانتیک عبارتند از :
1.عشق حالتی است به شدت هیجانی که انگیختگی فیزیولوژیکی ، آشفتگی احساسات ،شیفتگی شدید و میلی توانکاه را دربرمی گیرد.
2.عشق در نخستین دیدار معشوق بروز می کند.
3.عشق کور است (یعنی ،در برابر خطاها یا کاستی های معشوق بی اعتنا هستیم).
4.عشق بر همه چیز چیره است(یعنی ،هیچ مانع بزرگی بر سر راه عشق حقیق وجود ندارد).
5.تنها یک عشق حقیقی وجود دارد ( یعنی ، برای هر کسی تنها یک شخص خاص وجود دارد،تنها یک نفر !).
6.عشق با شهوت و وصال جنسی مترادف است.
7.عشق هم وجد است و هم عذاب.
افزون بر فهرست بالا ،تنوف (1979)ویژگی های دیگری را نیز برای عاشقان بر شمرده است که عبارت اند از : افکار مزاحم ، نوسان های شدید خلقی ، ترس از طرد شدن،انگیختگی بدنی و کشش زیست – شیمیای توضیح ناپذیر (و کما بیش اسرار آمیز)به همدیگر .
خلاصه اینکه ،معنی های ضمنی آرمان رمانتیک کاملا آشکار است.نخست اینکه ،عشق شاید آغازی ناگهانی و حتی بسیار هیجان انگیز داشته باشد . دوم اینکه ، فرد بر این فرایند مهاری ندارد و گویی غریقی است در دریایی پرتلاطم از هیجان و گاهی دچار تعارض می شود .
سوم اینکه ، شدت این عشق به گونه ای است که مدت آن را کوتاه می سازد.
با بررسی واقع بینانه ی این ویژگی ها ، باید نتیجه گرفت چنانچه آرمان های رمانتیک پایه و اساس ازدواج های کنونی باشد ، دلسردی ،نا امیدی ، سرخوردگی و سر انجام طلاق به همراه خواهد آورد.
منبع : زناشویی درمانی از دیدگاه رفتاری –ارتباطی نوشته ی فیلیپ اچ برنشتاین ومارسی تی برنشتاین
سلام بر مولای غریب و منتظر، سلامی به بلندای تاریخ غربت و نا آشنایی ات. چگونه است که پس از سال ها اینگونه دلم برایت تنگ شده است و احساس در کنارمان بودن چنین بر سینه هایمان سنگینی می کند؟ اگرچه ما شایسته ی سرزنش هستیم و شاید هزاران بار گاه و بیگاه خود را برای این امر سرزنش کرده ایم ولی برای همه ی این ها شاید دلیلی موجّه داشتیم. ما در ناز و نعمت مردی زندگی می کنیم که مانند شما غریبانه درد اسلام و دین و مسلمانان را به دوش می کشد و ما چونان امّتی بودیم که در سایه ی علی (علیه السلام) مقتدرانه می زیستیم و همچنان زندگی می کنیم؛ ناگوارهای زندگی از آن رو برایمان آسان می نماید که حضورش را در کنارمان می بینیم با اقتدارش بر خود می بالیم و با خنده هایش دلشاد می شویم مردی که غصه های اسلام و مسلمانان را به تنهایی بر سینه اش بار می کند و چون راه حلی برای آن نیابد سر از پا نمی شناسد. آری ما در سایه ی چنین کسی زندگی می کنیم و به ما حق بده که کمتر دلتنگیت را احساس کنیم. نیک می دانم که بهتر از ما نظاره گر این احوال بودی و چه شب ها و روزها که در کنارش بودی و در مقابل دشمنان به او جرات داده ای و نیک می دانی که سکوتش برای ما نفس بر و نفس و کلامش مایه نفس ما بود. آقا جان احساس می کنم آقا امروز احساس تنهایی می کند نکند چند روزی است که سراغش نمی روی؟ می دانم این روزها همه ی فدک ناآرام است شیعیان یمن، بحرین، نیجریه، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، آذربایجان، لبنان و فلسطین که سال هاست زیر یوق استکبار مسلمانانش جام شهادت سر می کشند و حسرتی جانسوز برای بازماندگان باقی می گذارند. آقایم، مولایم، ای آن که تمام هستی ام بفدایت که نمی توانم حقیقت وصف تو را بر زبان برانم، می دانی که سال ها آرزوی دیدنت را در سر و سینه پرورانده ام و می بینم چه مشتاقانی که با اشک های زلال خواستار دیدارت را دارند. امشب می خواهم این آرزویم را تقدیم کسی کنم که به حضورت بیشتر نیاز دارد اگرچه مشتاق دیدارت هستم ولی دیدارت را تقدیم کسی می خواهم که شاید امروز احساس تنهایی می کند، تمام خواسته ها و داشته هایم بفدای قدمت، می شود قدم رنجه کنی و سراغی از او بگیری؟ کنارش بنشینی وبا این حضورتان برای همه ی این سال های درد و رنجش، مرهمی باشی؟ می دانم امشب که شب شام غریبان مادر بزرگوارتان هست، سری به خانه اش می زنی آخر می دانی او بهتر از همه اوج مظلومیت مادرتان را می فهمد و عزاداری می کند. کنارش نشستی بگو چرا شما نیامده دم از رفتن می زند؟ برادر بزرگوارم راست می گفت وقتی این جمله را می شنوم قلبم نزدیک است از فشار دردش از ضربان بایستد. شما بهتر می دانید چگونه ایشان را تسلّی دهید. امّا این جملات را هم از سوی ملت مسلمان به ایشان بفرمایید مگر نه این است که عهد بسته بودیم که انقلاب خمینی (رحمه الله علیه) را به انقلاب شما پیوند بزنیم مگر می شود وقتی آن روزها دست های کوچک کودکانه ام این دعا را که « خدایا خدایا، تا انقلاب مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) از نهضت خمینی، محافظت بفرما، خامنه ای رهبر به لطف خود نگهدار» زمزمه می کرد تا اکنون که دست هایم بالیده است امّا دست های کودکانه ی میلیون ها کودک این دعا را با ما زمزمه می کند، خداوند به دعای این همه بی عنایت باشد؟ بگو مگر نه این است که «سید حسن نصرالله» ها و «حوثی» ها و «زکزاکی»ها هنوز از نائب شما امید می گیرند؟ خدا کند این سخنش به گوش این بزرگوارن نرسد. بگو اقتدار نیروهای مسلح ایران از خودشان نیست که ملت به اقتدار
يا؛ مقداری بیش از اینکه تو نوشتی که تاریخش به حدود 2 سال پیش برمیگرده ...مخاطبم در دفترچه ام خدا بود...روزها از پی هم گذشت وگذشت و من دل خواسته هایی داشتم که واقعا میخواستمشان تا اینکه مهربان شنوایمان پس از یک سال گذرم را به محضر راه یافته ایی انداخت. هر چند،چند دقیقه ایی مستفیض نبودم اما دنیایی را به من هدیه داد الان برای تو نیز مینویسمشان آن نکته که خود دنیاییست : دوستِدلم گفت هر گاه دلت چیزی خواست که نداشتی یا دیگرانی مانع بهره مندیت بودند .....وضو بگیر سپس سجاده ایی بگشا دو رکعت نمازِرفع هم و غم بخوان سپس بنشین هر آنچه میخواهی از او که نزدیکتر به رگ گردن است بخواه اگر دلِ شکسته ایی داری بفروشش به همواو خریدار هر چه دل شکسته است ،با چند قطره مروارید از چشمانت او خیلی بهتر میخرد.همین کردم و حالا به حمد او مدت هاست درون دفترچه همراهم چنین جملات مشابه هی ثبت نکرده ام .امیدوارم در این نکته صاحب تجربه شوی.
این کوه ها ی رنگی در بخش خواجه در 25 کیلومتری شهر تبریز واقع شده که از عجایب خلقت می باشد
***********************************
خدایا من در کلبه فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری "امام سجاد علیه السلام"##########################################کپی از مطالب مجاز است به شرط سه صلوات بر ای سلامتی و تعجیل ظهور آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
**********************************
به وبلاگ خود خوش آمدید