اجتماعی
اطلاعات کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 237
:: کل نظرات : 23

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 2
:: بازدید هفته : 14
:: بازدید ماه : 28
:: بازدید سال : 345
:: بازدید کلی : 345
post

سلام بر مولای غریب و منتظر، سلامی به بلندای تاریخ غربت و نا آشنایی ات. چگونه است که پس از سال ها اینگونه دلم برایت تنگ شده است و احساس در کنارمان بودن چنین بر سینه هایمان سنگینی می کند؟ اگرچه ما شایسته ی سرزنش هستیم و شاید هزاران بار گاه و بیگاه خود را برای این امر سرزنش کرده ایم ولی برای همه ی این ها شاید دلیلی موجّه داشتیم. ما در ناز و نعمت مردی زندگی می کنیم که مانند شما غریبانه درد اسلام و دین و مسلمانان را به دوش می کشد و ما چونان امّتی بودیم که در سایه ی علی (علیه السلام) مقتدرانه می زیستیم و همچنان زندگی می کنیم؛ ناگوارهای زندگی از آن رو برایمان آسان می نماید که حضورش را در کنارمان می بینیم با اقتدارش بر خود می بالیم و با خنده هایش دلشاد می شویم مردی که غصه های اسلام و مسلمانان را به تنهایی بر سینه اش بار می کند و چون راه حلی برای آن نیابد سر از پا نمی شناسد. آری ما در سایه ی چنین کسی زندگی می کنیم و به ما حق بده که کمتر دلتنگیت را احساس کنیم. نیک می دانم که بهتر از ما نظاره گر این احوال بودی و چه شب ها و روزها که در کنارش بودی و در مقابل دشمنان به او جرات داده ای و نیک می دانی که سکوتش برای ما نفس بر و نفس و کلامش مایه نفس ما بود.
آقا جان احساس می کنم آقا امروز احساس تنهایی می کند نکند چند روزی است که سراغش نمی روی؟ می دانم این روزها همه ی فدک ناآرام است شیعیان یمن، بحرین، نیجریه، افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، آذربایجان، لبنان و فلسطین که سال هاست زیر یوق استکبار مسلمانانش جام شهادت سر می کشند و حسرتی جانسوز برای بازماندگان باقی می گذارند. آقایم، مولایم، ای آن که تمام هستی ام بفدایت که نمی توانم حقیقت وصف تو را بر زبان برانم، می دانی که سال ها آرزوی دیدنت را در سر و سینه پرورانده ام و می بینم چه مشتاقانی که با اشک های زلال خواستار دیدارت را دارند. امشب می خواهم این آرزویم را تقدیم کسی کنم که به حضورت بیشتر نیاز دارد اگرچه مشتاق دیدارت هستم ولی دیدارت را تقدیم کسی می خواهم که شاید امروز احساس تنهایی می کند، تمام خواسته ها و داشته هایم بفدای قدمت، می شود قدم رنجه کنی و سراغی از او بگیری؟ کنارش بنشینی وبا این حضورتان برای همه ی این سال های درد و رنجش، مرهمی باشی؟ می دانم امشب که شب شام غریبان مادر بزرگوارتان هست، سری به خانه اش می زنی آخر می دانی او بهتر از همه اوج مظلومیت مادرتان را می فهمد و عزاداری می کند. کنارش نشستی بگو چرا شما نیامده دم از رفتن می زند؟ برادر بزرگوارم راست می گفت وقتی این جمله را می شنوم قلبم نزدیک است از فشار دردش از ضربان بایستد. شما بهتر می دانید چگونه ایشان را تسلّی دهید. امّا این جملات را هم از سوی ملت مسلمان به ایشان بفرمایید مگر نه این است که عهد بسته بودیم که انقلاب خمینی (رحمه الله علیه) را به انقلاب شما پیوند بزنیم مگر می شود وقتی آن روزها دست های کوچک کودکانه ام این دعا را که « خدایا خدایا، تا انقلاب مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) از نهضت خمینی، محافظت بفرما، خامنه ای رهبر به لطف خود نگهدار» زمزمه می کرد تا اکنون که دست هایم بالیده است امّا دست های کودکانه ی میلیون ها کودک این دعا را با ما زمزمه می کند، خداوند به دعای این همه بی عنایت باشد؟ بگو مگر نه این است که «سید حسن نصرالله» ها و «حوثی» ها و «زکزاکی»ها هنوز از نائب شما امید می گیرند؟ خدا کند این سخنش به گوش این بزرگوارن نرسد. بگو اقتدار نیروهای مسلح ایران از خودشان نیست که ملت به اقتدار

تعداد بازدید از این مطلب: 11
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : سه‌شنبه 25 اسفند 1394
نظرات 0
اگر دلِ شکسته ایی داری بفروشش به خدا

در دفترچه ی کوچک همراهم جملات تو را نوشته بودم

يا؛ مقداری بیش از اینکه تو نوشتی که تاریخش به حدود 2 سال پیش برمیگرده ...مخاطبم در دفترچه ام خدا بود...روزها از پی هم گذشت وگذشت و من دل خواسته هایی داشتم که واقعا میخواستمشان تا اینکه مهربان شنوایمان پس از یک سال گذرم را به محضر راه یافته ایی انداخت. هر چند،چند دقیقه ایی مستفیض نبودم اما دنیایی را به من هدیه داد الان برای تو نیز مینویسمشان آن نکته که خود دنیاییست :
دوستِدلم گفت هر گاه دلت چیزی خواست که نداشتی یا دیگرانی مانع بهره مندیت بودند .....وضو بگیر سپس سجاده ایی بگشا دو رکعت نمازِرفع هم و غم بخوان سپس بنشین هر آنچه میخواهی از او که نزدیکتر به رگ گردن است بخواه اگر دلِ شکسته ایی داری بفروشش به همواو خریدار هر چه دل شکسته است ،با چند قطره مروارید از چشمانت او خیلی بهتر میخرد.همین کردم و حالا به حمد او مدت هاست درون دفترچه همراهم چنین جملات مشابه هی ثبت نکرده ام .امیدوارم در این نکته صاحب تجربه شوی.

منبع : حرف دل .سایت شهیدآوینی

 

تعداد بازدید از این مطلب: 224
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : سه‌شنبه 25 اسفند 1394
نظرات 1
ای کاش ...

ای کاش باشم جز بیعت کنندگانی که ......

اون بیعت کننده ای که تا آخرش ماند.

تعداد بازدید از این مطلب: 268
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : سه‌شنبه 25 اسفند 1394
نظرات 0
مهربان خدایم دوستت دارم"...

  کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...

ندا آمد بر در خانه ام بیا؛

آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...

وقتی بر در خانه اش رسیدم...

هر چه گشتم در بسته ای ندیدم !!

هر چه بود باز بود...

گفتم : خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟

ندا آمد : این را گفتم که بیایی..

وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را؛

به روی تو نبسته بودم ... !

کوله بارم بر زمین افتاد و؛

پیشانیم بر خاک ...

"
مهربان خدایم دوستت دارم"...

تعداد بازدید از این مطلب: 295
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : سه‌شنبه 25 اسفند 1394
نظرات 0
در سیم‌خاردار نَفْس، گیر نکرده باشد

روزی سردارشهید علی چیت‌سازیان در کنار بچه‌های اطلاعات و عملیات گفت: «اولین درس اطلاعات عملیات این است که: کسی می‌تواند از سیم‌خاردارهای دشمن عبور کند که در سیم‌خاردار نَفْس، گیر نکرده باشد

باتانکهای عراقی درگیربودیم.یکی ازتانک هاآتش گرفت.سربازعراقی سرآسیمه خودش راازتانک شعله وربیرون انداخت.کاملاً گیج بود.ایستادوقمقمه ی آب راسمت دهانش برد.
یکی ازبچه هااورانشانه رفت.اکبر دست زیر اسلحه اش زدوگفت: مگر نمیبینی آب میخورد؟
اجازه ندادبه سویش شلیک کنند.بعد هم سفارش کرد:مثل امام حسین(ع)باشید؛نه مانند دشمنان او  

تعداد بازدید از این مطلب: 245
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : سه‌شنبه 25 اسفند 1394
نظرات 0
ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ،

ﯾﮏﺭﻭﺯﯼ ،
ﯾﮏ ﺟﺎﯾﯽ ،
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﺎﺷﺪ . . .

ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ،
ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ،
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﺴﭙﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖﻫﺎﯼ ﮔﺮﻡ ﺧﺪﺍ . . .

ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻼﺣﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﭽﯿﻨﺪ ،
ﻧﻪ ﺁﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ . .

ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ،
ﺧﺪﺍ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻣﯿﭽﯿﻨﺪ !
ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺟﺰ ﻟﺒﺨﻨﺪﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ . . . .

خدایا شکرت

 

تعداد بازدید از این مطلب: 257
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : دوشنبه 24 اسفند 1394
نظرات 0
چون شبنم

حیات بشر چون شبنم است روی برگ گل ،می لغزد و می افتد.

تعداد بازدید از این مطلب: 281
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : پنج‌شنبه 20 اسفند 1394
نظرات 0
می ارزد

گذر تک تک ثانیه های عمرم به قدیمی شدن نوکریت می ارزد

تعداد بازدید از این مطلب: 292
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394
نظرات 0
اخرین خطبه مختار

لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه. دنیا با همه ی عظمت و زیباییش روزی خواهد مرد. و خورشید و ستارگان با همه فروغشان تاریک خواهند شد. کوه ها با تمام بلندا و غرورشان فرو خواهند ریخت و آبی دریاها کدر شده، آبشان به جوشش در خواهد آمد و سبزی جنگلها به سرخی خواهد گرایید. چونان آهن گداخته در کوره ، در چونان هنگامه ای، آدمی مورچه ای را ماند که آب در خانه اش افتاده و او آسیمه سر در پی مأمنی می دود، می دود، می دود... و کجاست جنت المأوی؟ پلی را بین خود و بهشت خدایش مانع می بیند و این پل گاه پهن است و گاه باریک. گاه صاف است و گاه پیچاپیچ. گاه تیز و گاه لغزان. اعمال ما در این دنیا، کم و کیف ما آن را معین می کند. برای حکام جور چونان تار مو باریک است و لغزان و لغزان و لغزان.

آن روز تمام اعضاء و جوارح ما بر عدالت یا بی عدالتی ما شهادت خواهند داد و هیچ عملی ، هیچ عملی هولناک تر از بی عدالتی نیست. شما مدتی زمام امور خویش را به مختار ابوعبید ثقفی سپردید و خواستید در میانتان به عدالت حکومت کند تا آنجا که در توانم بود به طلب حقتان کوشیدم و با آفتهای عدالت خواهی جنگیدم ، من هرچه که بودم و هرچه که هستم خدایم بهتر می داند. بد خواهان کذابم می نامند و ستمکاران دنیا دوست و قدرت طلبم می خوانند. اویی که مبرّا از خطا و گناه است ولیّ و وصیّ خداست ، کتمان نمی کنم که در مسیر قیام گاه پایم لغزیده و گاه دست و زبانم خطا کرده است. گوشهایم گاه نشنیده اند ، چشمهایم گاه ندیده اند. از خدا می خواهم که مرا ببخشد و خدا ارحم الراحمین است ؛ امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.

«
یا ایّها الّذین امَنوا امِنوا». به شما قول می دهم چنانچه با همان نیات روزهای نخستین قیام شمشیر بزنید پیروزید و بر دشمن مزور غلبه می کنید. در میان شما هستند کسانی که احیانا قصد تسلیم دارند. من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمام حجت می کنم تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند. پس از غلبه ، شک نکنید گردنتان را خواهد شکست.

تعداد بازدید از این مطلب: 1226
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394
نظرات 0
اقدام به طلاق

بعضی نه به دنبال زندگی مشترک، بلکه به جستجوی رویاهایشان وارد ازدواج شده اند

و وقتی با واقعیت مواجه شده اند ، نتوانسته اند فاصله ی بین رویا و واقعیت را تحمل کنند

و در نتیجه با اذعان به این که " اونی که می خواستم نیست"

اقدام به طلاق کرده اند.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 259
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

نویسنده : teardrop
تاریخ : پنج‌شنبه 13 اسفند 1394
نظرات 0
درباره ما
این کوه ها ی رنگی در بخش خواجه در 25 کیلومتری شهر تبریز واقع شده که از عجایب خلقت می باشد *********************************** خدایا من در کلبه فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری "امام سجاد علیه السلام"##########################################کپی از مطالب مجاز است به شرط سه صلوات بر ای سلامتی و تعجیل ظهور آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ********************************** به وبلاگ خود خوش آمدید
منو اصلی
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران