-
بسم الله الرحمن الرحیم
-
مدیریت زمان را ه رسیدن به موفقیت است
زندگی یک سفر است. سفری مانند همه سفرهای دیگر. اگر نقشه و برنامه ای نداشته باشید راهتان را گم می کنید. اما با یک برنامه حساب شده، جدی و واقع بینانه، به موفقیت می رسید .عدم مدیریت زمان و درک اینکه برای این کار باید وقت گذاشت ، موفقیت را خنثی می کند . همه می توانند در آب های ملایم و آرام شنا کنند، اما انسان های موفقی که همیشه با برنامه ریزی پیش می روند، در تندباد هم می توانند روی آب شناور باقی بمانند.
-
ضرورت مدیریت زمان
به عقیده روانشناسان یکی از اشتباهات مشترک بین ما انسان ها كه تاثیر زیادی بر فعالیتهایمان دارد،هدر دادن وقت و زمان خود است.
آنچه كه شیرازه زندگی انسانها را تشكیل میدهد وقت است و مطمئنا بارها این ضربالمثل را شنیدهاید كه «وقت طلاست»؛ با این تفاوت كه طلا را میتوان ذخیره و جمعآوری كرد و در صورت از دست دادنش، آن را دوباره به دست آورد. در حالیكه این موضوع برای زمان صدق نمیكند. روانشناسان بر این باورند كه عوامل بسیاری باعث تباهی وقت انسانها میشود كه مهمترین آنها عبارتاند از: برنامهریزی غلط، در لحظه تغییر دادن كارها و وظایف از قبل برنامهریزی شده، زیادهروی در تماشای برنامههای تلویزیون، نیمهكاره گذاشتن كاری و شروع كردن كار دیگر و عدم آمادگی لازم برای انجام كارها. همانطور که می دانیم یکی از تفاوتهای اساسی میان انسان و حیوان این است که حیوان فقط در زمان حال زندگی میکند و انسان در سه زمان: گذشته، حال و آینده. گذشته محمل تجارب است، حال منزلگاه تصمیم گیری است، و آینده سکوی رشد و ارتقای.
از جمله نگرانيهاي متداول دنياي امروز، استفاده بهتر، صحيحتر و كارآتر از زمان است. با پاسخگويي به سوالات زير، متوجه ميشويد كه آيا از ساعات كاري خود بهترين استفاده را ميكنيد؟
1. آيا هدف خاصي را دنبال ميكنيد؟ اصول برنامهريزي زمان به هدف و علاقه افراد بستگي دارد. اساس هر كسبوكاري با «چراها و انتخاب اهداف» و نه «بررسی و نحوه انجام كار» آغاز ميشود. براي افراد عادي صحبت از چگونگي انجام كار آسانتر از ذكر دلايل است، اما كارآفرينان به راحتي در مورد اهداف و دلايل كار صحبت ميكنند و از راهاندازي كسب و كار، هدفي با ارزشتر و والاتر از ارائه محصول وكسب درآمد دارند. برنامهريزي درباره زمان، توانايي كار و استعدادها در واقع روش زندگي انسان را تشكيل ميدهد.
2. آيا بهرغم تلاش بسيار، پيشرفت نميكنيد؟ گروهي در زمينههاي مختلف از جمله موفقيت خوششانس هستند اما بيشتر افراد موفق به منظور دستيابي به اهداف، تلاش فراوان ميكنند. هر چند، نبايد انجام كار سخت را با پيشرفت اشتباه گرفت. مطمئنا با تلاش و كوشش بسيار در هركاري موفق ميشويد در غير اين صورت شكست شما حتمياست.
دليل اين موضوع چيست ؟ تشخيص كارهاي مورد علاقه و لذت بخش در زندگي، آسان است از جمله اين كارها ميتوان به گذاشتن تاثير مثبت بر زندگي ديگران يا حتي تربيت خانواده خوب و سالم اشاره كرد. انسانها اغلب به انجام كارهاي كوچك و پيش پا افتاده علاقهاي ندارند به خصوص كه اين كارها با اهداف بزرگتر آنها مرتبط نباشد . براي حصول اطمينان از تلاش فراوان و انتخاب مسير صحيح در راستاي دستيابي به موفقيت چه كارهايي بايد انجام داد؟
3. آيا اخيرا نگاهي به تقويم خود انداخته ايد ؟
آيا چگونگي گذراندن وقت براي شما اهميت دارد؟ بررسي دقيق در اين باره فوايد بسياري دارد. با مرور تقويم خود در ماههاي گذشته، ميتوان نحوه سپری كردن زمان را با اولويتهاي استراتژيک مقايسه كرد. برخلاف تصور، كارها اغلب اوقات، سازمان يافته و منظم نيستند و نهايتا انجام كارهاي ضروري، ساده يا مورد علاقه را به كارهاي مهم و تاثيرگذار ترجيح ميدهيد.
پنج كار مهم را به ترتيب اولويت در تقويم سالانه مشخص كنيد و سپس با مرور ماهانه متوجه ميزان عملكرد خود شويد.
4. آيا ميزان بهرهوري با انجام كارهاي متعدد، كاهش مييابد؟
امروزه، هر فردي حتي در محل كار خود از طريق صفحه نمايش دوم (دستگاههاي الكترونيكي مانند گوشيهاي تلفن هوشمند) از اخبار روز مطلع ميشود. استفاده از هرگونه وسيلهاي كه موجب حواس پرتي شما ميشود را كنار گذاشته يا خاموش كنيد و تماسهاي تلفني را به تاخير بياندازيد.براي انجام كارها در زمان مشخص و طبق برنامه بايد تمركز كامل داشت. گاهي اتفاق ميافتد كه به دليل مشغله زياد، فرصتي براي برنامهريزي نداشتهايد و در نتيجه نميدانيد چه كار بايد انجام دهيد.
ارزش فرا طلایی زمان:
زماناز جمله نعمتهای گرانبهایی است که نیازمند برنامه ریزی دقیق میباشد.
ارزش گذاردن بر ثانیههای زندگی ، زیربناییترین قدم در راه کنترل و مدیریت زمان به شمار میآید و این به معنای حساسیت داشتن به زمان است. باید خصوصیات وقت و زمان را بشناسید که در این راستا میتوان گفتوقت یک پدیده شخصی است و تنها شما مصرف کننده آن به شمار میآئید،بنابراین هیچ کس نمیتواند به جای فرد دیگری از وقت او استفاده کند. از طرف دیگر ،وقت قرض دادنی و ذخیره کردنی نیستو افراد بطور یکسان از آن بهرهمند هستند. بنابراین تنها راه برخورد با وقت ، استفاده درست از آن است. روی هم رفته میتوان گفت که وقت غیر قابل تغییر است، لذا نه طولانی میشود و نه کوتاه.
متخصصان برنامه ریزی می گویند: نگرش انسان نسبت به آینده باید از زاویه سه افق صورت گیرد:
۱) افق باز:افق باز ضامن مانورِ فکری آدمی نسبت به مصالح و مسائل پیرامونی و یکی از عوامل دوری آدمی از اندیشههای محدود و برنامههای جزئی نگری است.
۲) افق دور: یکی از خصلتهای ممتاز انسان، خصلت دور اندیشی (Proridence) است. افق دور در نگاه و نگرش آدمی، ضامن شفاف شدن ابهامات آینده است و تصمیمات آتی را رقم میزند. افراد دور اندیش در مقایسه با دیگران، تصویری شفافتر در مسائل، رفتارها، عکس العمل، رویدادها و اتّفاقات دارند.
۳) افق روشن:بهره مندی انسان از زاویه روشن و کم ابهام، که با استفاده از دو افق قبلی میسّر است. افق روشن محصول دو افق دور و باز است. افقِ روشن،ثمره انسان در اصل برنامه ریزی بهینه و کارآمد برای آینده ی در حال اتّفاق است.
-
تعریف مدیریت زمان :
مدیریت زمان که در واقع، همان برنامه ریزی است، به معنای تسلط و کنترل بر فرصتها و جهت دادن به فعالیتهاست. مديريت زمان عنوان مهارتي است که به شما کمک ميکند تمام کارهاي خود را سروقت و به موقع انجام دهيد و هيچ گاه دچار کمبود زمان نشويد
مدیریت زمان یعنی رموز استفاده بهتر از وقت که ما را قادر می سازد با سرعتی بیش از آنچه تاکنون تصور می کردیم به هدف های خود دست یابیم.
-
عوامل مهم در مدیریت زمان :
مدیریت زمان بیش از هر چیز نیاز به انضباط فردی، خویشتن داری و تسلط بر نفس دارد.
یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل ۲۰ - ۸۰ است، یعنی از %۲۰ زمان برای انجام %۸۰ کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است
-
از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می شوند:
1- کارهای مهم و فوری : این کارها خود به خود انجام می گیرد.
2- کارهای فوری و غیر مهم : این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.
3-کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس ) خود را به این کارها سرگرم می کنند.
4- کارهای مهم و غیر فوری: کارهایی هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می اندازند. -
اولویت بندی:
مسلما در طول شبانه روز کارهای زیادی وجود دارد که انجام آنها فوری و حیاتی است و برخی کارها را نیز میتوان به زمانهای بعدی موکول کرد. ما عادت کرده ایم وقت خود را صرف انجام کارهای راحت کنیم و کارهای سخت و طاقت فرسا را به زمان نا معلومی موکول کنیم. اما بهتر است بدانید برای مدیریت زمان خود باید کارهای خود را اولویت بندی کنید. وظایف و کارها را بر اساس اهمیتی که دارند در اولویت قرار دهید.
اولویتبندی در كارها، ماهیت بنیادین مدیریت زمان است؛ به این معنا كه بعضی از كارها را باید اول انجام داد و بعد به كارهای دیگر پرداخت. هدفهای خود را تعیین، سپس آنها را براساس اهمیتشان اولویتبندی كنید. برای اینکه از فرصتها به نحو احسن بهره ببریم باید اولویتها را در زندگی خود بشناسیم و به تناسب آن فرصتهای خود را مورد استفاده قرار دهیم.1-او لویت های درجه یک : تکالیف و وظایفی که در حال حاضر می بایست مشغول انجام آن شویم (برای انجام این اولویت ها باید وقت کافی را در نظربگیریم و بهترین زمان برای انجام این اولویت ها زمانی است که حداکثر کارآیی و نشاط را داریم)
2-اولویت های درجه ی دو: تکالیف و وظایفی که می توان آنها را به تأ خیر انداخت تا اولویت های درجه یک انجام شوند.
3- اولویت های درجه ی سه : تکالیف و وظایفی که خیلی مهم نیستندو می توان آنها را دیر تر انجام داد.( بهترین زمان برای انجام این اولویت ها زمانی است که انرژی و کا رآیی کمتری داریم ) .
مهارتهای اولویت بندی عبارت از توانایی شما برای شناخت وظایفی است که در هر لحظه مهم ترین هستند و بیشترین زمان، انرژی و توجه شما را به خود اختصاص می دهند. سی. ری جانسون در یکی از بخشهای پایانی کتابش به نام " منطق CEO : چگونه مثل یک مدیر اجرایی فکر و عمل کنیم، می گوید: " اولویت- بندی ( نه کامپیوترها، متخصصان کارایی یا ماتریس زمان بندی) پاسخی به مشکلات مدیریت زمان است. شما نیازی به انجام کار سریع یا حذف شکافهای بهره وری برای استفاده بهتر از زمان ندارید بلکه نیاز به صرف زمان بیشتر بروی کارهای درست دارید".
همه ما چیزهای زیادی برای انجام داریم که هرگز زمان و انرژی کافی برای انجام همه آنها وجود ندارد. ما زمان و منابع برای انجام همه کارها بطور مساوی و به خوبی همدیگر نداریم. مهم نیست که شما چگونه به سختی تلاش می کنید بلکه مهم اولویت بندی کارها است که راه حلی برای خنثی سازی مشکلات است. (کارهای زیادی هست که نباید انجام شود)
یک دلیل کلیدی برای اینکه چرا کارها را اولویت بندی می کنیم قانون یا اصل 80/20 است که بیان می دارد 80 درصد از فعالیتهای ما کمتر از 20 درصد در نتایج کارمان تاثیر دارند.
بنابراین اگر شما فقط 20 درصد از مهمترین وظایف و کارهایتان را انجام دهید بیشترین ارزش را بدست آورده اید.
لذا اگر شما تلاشهای خود را بر روی فعالیتهایی که ارزش بالایی دارند متمرکز کنید به چیز بیشتری نسبت به قبل دست پیدا می کنید و یا اینکه زمان بیشتری را می توانید با خانواده تان صرف کنید.
اولویت بندی با اهمیت کارها و انجام یا عدم انجام آنها مرتبط است.
برای اولویت بندی کارا شما باید توانایی تشخیص اینکه چه چیزهایی مهم است را داشته باشید و بتوانید تفاوت بین چیزهای مهم و فوری را شناسایی کنید.
وظایف مهم یا با اولویت بالا وظایفی هستند که به ما در دستیابی به اهداف بلند مدت کمک می کنند و یا می توانند پیامدهای قابل ملاحظه و مهمی داشته باشند.
در نگاه اجمالی اول، تعداد زیادی از وظایف که در طی روز با آن مواجه هستیم بطور یکسان مهم و ضروری به نظر می رسند. با این وجود اگر شما دقیق تر نگاه کنید متوجه می شوید که تعدادی از فعالیتهای فوری که با آنها سروکار داریم در بلند مدت واقعا مهم نیستند.
در همین حال کارهایی مثل بهبود مهارتها ، آموزش و صرف زمان به همراه خانواده که برای ما مهمترین هستند اغلب فوری و مهم نیستند.
با مهارتهای اولویت بندی شما همه وظایف مهم و فوری را به محض اینکه ممکن باشد قبل از اینکه با یک بحران یا مشکل مواجه شوید انجام می دهید.
بنابراین شما توجه و تلاشتان را برای اختصاص زمان بیشتر به آن گروه از وظایفی که مهمترین هستند متمرکز می کنید.
اصول اولویت بندی می تواند برای فعالیتهای برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده به کار گرفته شود. برای فعالیتهای برنامه ریزی شده شما می توانید هر یک از وظایف خود را با حروف A,B وC و زمان و برنامه ریزی همچنین با توجه به اهمیت آنها مشخص نمائید. وظایف نوع B باید هنگامی انجام شود که شما همه وظایف مهم و فوری نوع A را تمام کرده باشید و اگر شما بعد از اتمام وظایف نوع B زمان داشته باشید می توانید وظایف نوع C را آغاز کنید.
هنگام تعیین اولویتها این سؤال را از خود داشته باشید که کدامیک از آنها می تواند حذف شده یا به فرد دیگری تفویض شود.
برای اولویت بندی فعالیتهای برنامه ریزی نشده اغلب نیاز به اتخاذ تصمیمات سریع می باشد و زمان کافی برای تحلیل موقعیت بطور کامل وجود ندارد. لذا بهتر است آنها را در ذهن خود بسپارید و به آن اتکا کنید.
اثر بخشی شما در چنین موقعیتهایی بستگی زیادی به شفافیت و وضوح اهداف دارد.
در یک زمان همه ی درس ها و مطالعه ی آن ها اهمیت یکسانی ندارند. به عبارت دیگر برای تقویت تمام دروس از برنامه ی یکسانی نباید استفاده کرد.
-
استراتژیهای مدیریت زمان :
-
باورداشته باشيد مديريت زمان يک افسانه است!در واقع يک روز فقط وفقط 24 ساعت است و اين 24 ساعت هم خواه ناخواه ميگذرد. شما به جاي تلاش برايمديريت زمان، بايد «خودتان را مديريت کنيد» براي انجام به موقع کارها. اين رازبسيار مهم شما را وادار ميکند به شخصيت خودتان دقيقتر بشويد.
-
راههای ایجاد وقت را بشناسید:
۱) زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهایی که در انتظار هستیم، زمانی که در اتوبوس می گذرد و ... )
۲) انجام کارها به طور همزمان
۳) تنظیم کردن وقت خواب
۴) کنترل بیشتر روی وقت تفریح
۵) نه گفتن به درخواستهای غیر مهم
۶) عقب انداختن کارهای غیر مهم -
طول مدت مطالعه را تعیین کنید:
آیا ۶۰دقیقه برای شما مناسب است؟ معمولا" بعد از چه مدت مطالعه احساس خستگی می کنید؟ بعضی از افراد به وقفه های مکرر در حین مطالعه بنا به دلایل مختلف نیاز دارند.
▪ دروس مشکل تر هم به وقفه های مکرر بیشتری احتیاج دارند.
▪ببینید بهترین طول مدت مطالعه برای شما چقدر است و در برنامهریزی به آن توجه کنید.
▪به طور هفتگی برنامههای بلندمدت خود را بازبینی کنید.
▪ تکالیف خود را اولویت بندی کنید.
- موقع مطالعه، عادت کنید تا همیشه از مشکل ترین درس یا تکلیف شروع کنید.
- حتیالامکان مکان مطالعه را عاری از عوامل حواسپرتی برای خود انتخاب و یا ایجاد کنید.(برای تمرکز بیشتر) -
از "زمانهای مرده" استفاده کنید.
وقت مرده به زمانی اطلاق می شود که عملاً نمی توانیم برنامه خود را دنبال کنیم و به عبارتی موقعیت و وضعیت از اختیارمان خارج است. مانند لحظاتی که در اتوبوس و یا صف تاکسی هستیم
-
برای وقت ارزش قائل شوید :
همیشه به دنبال یافتن زمانهای مرده باشید و آنها را به بهترین شکل ممکن صرف کارهای مفید کنید. برای هر کار به اندازه لازم وقت بگذارید و زمانی را برای استراحت خود در نظر بگیرید. اجازه ندهید زمان با ارزش به راحتی از دست شما برود.
-
وقت کشی را تمام کنید : متاسفانه ما آدمها به وقت کشی عادت داریم. اینکه ساعاتی را به کارهای بیهوده بپردازیم و یا وقت گرانبها را صرف انجام کارهای بی ارزش کنیم برای ما امری عادی است. انسانهای موفق کسانی هستند که هرگز وقت کشی نمی کنند. آنها از در هم و برهم بودن برنامه شان دلگیر میشوند و برای هر ساعت و هر لحظه خود برنامه ای دارند که بتوانند از زمان بهره کافی ببرند.
راهزنان (هدر دهنده های) وقت را بشناسید و بر آنها نظارت و تسلط کافی داشته باشید. (راهزنان وقت می توانند وقت زیادی از شما را هدر بدهند )
رایج ترین راهزنان وقت عبارتند از:
▪ سر و صدا
▪ تلفن و زنگ درب
▪ مهمان های ناخوانده
▪ تلویزیون و ضبط صوت خارج از زمان در نظر گرفته شده ( در کل باید تفریحات سالم را تحت کنترل در آورید)
▪ صحبتهای کم اهمیت
▪ مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری
▪ روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
▪ نداشتن انضباط کاری
▪ سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری
▪ دوباره کاری
▪ نداشتن تمرکز حواس
▪ عادت امروز و فردا کردن
▪ ترس از شکست
▪ ناتوانی " نه " گفتن به خواستههای نابجا :گاهی اوقات زمانی را كه باید صرف امور شخصی و كارهایتان بكنید، اولویت پیدا میكند. شما به زمان احتیاج دارید؛ تا به بررسی احساسات و اهدافتان بپردازید.برای حفظ سلامت روان، به سرگرمیها و كارهای مورد علاقهتان بپردازید. توانایی خود را در «نه گفتن»، بالا ببرید و رابطهای شفاف با دیگران برقرار كنید. برای «نه گفتن»، باید تمرین كرد. به خاطر داشته باشید كه نه گفتن و نپذیرفتن یک كار، میتواند موجب آری گفتن و پذیرفتن كاری مهمتر باشد.
-
گزارش کار داشته باشید و در پایان هر روز برنامه ریزی خود را مرور کنید و با توجه به سؤالات زیر نتایج را ارزیابی کنید .
▪ آیا تمام کارها را طبق برنامه انجام دادم ؟
▪ چه عواملی باعث شد که بخشی از برنامه را انجام ندهم ؟
▪ در چه ساعتی از روز انرژی کافی برای انجام کار ها را داشتم ؟
▪ آیا همه ی کارها را در زمان مقرر انجام دادم ؟
▪ آیا برنامه ریزی من مناسب بود یا در طراحی آن باید تجدید نظر کنم؟
▪ آیا تمام کار های خود را ( چه از نظر کارهای ثابت از قبیل خواب ، وعده های غذایی و ... و چه از نظر کارهای متغیر مانند امور اجتماعی ، تکالیف و ... ) برای رسیدن به اهداف در قالب برنامه گنجانده بودم ؟
-
از تکنیک های ذهنی برای مدیریت زمان استفاده نمایید.
▪ حذف باورهای ذهنی غلط
دانش آموز عزیز، اگر باور تو این است که وجود برنامه یا عدم آن هیچ تأثیری بر روند مطالعه ی شما نخواهد داشت، قطعاً اشتباه می کنید، چنین تفکری مانع استفاده از برنامه های درسی خواهد شد.
▪ چند باور غلط ذهنی درباره ی مدیریت زمان
الف) برنامه ریزی خلاقیت را از ما می گیرد و ما را خشک و کلیشه ای بار می آورد .
توضیح : اگر برنامه ریزی با روحیه ی شما مطابق باشد و تمام موارد زندگی را مورد توجه قرار داده باشد، نه تنها خلاقیت شما را کاهش نمی دهد بلکه با افزایش امکانات زمانی، موجبات پرداختن به تمام امور مورد علاقه ی شما را مهیا می سازد .
ب ) چون برنامه های درسی معمولاً به طور کامل اجرا نمی شوند، محکوم به شکست هستند .
توضیح : اگر برنامه ی درسی به طور اصولی نیازهای دانش آموز را مورد بررسی قرار دهد و با توان دانش آموز هماهنگ باشد ، بیش تر آن اجرا می شود.
نکته 1 : اگر 80 درصد یک برنامه ی درسی منطقی اجرا شود ، اجرای آن در حد بسیار عالی ارزیابی می شود .
نکته 2 : اجرای یک برنامه هر چند به مقدار کم می تواند یک شروع بسیار خوب باشد به شرط آن که در روزهای بعد بتوانید این اجرا را رشد داده و آن را بیش تر کنید .
پ ) برنامه ی درسی به معنای حذف هر گونه استراحت و تفریح و به معنای پر کردن کل زمان با مطالعه است .
توضیح : در یک برنامه ی درسی صحیح تمام نیازهای روزمره ی فرد از جمله استراحت، خواب، تفریح در حد تعادل باید مورد توجه قرار گیرد. در غیر این صورت برنامه قابل اجرا نخواهد بود.
▪ برنامه ریزی مثبت ضمیر ناخود آگاه :
به طور کلی رفتار و عملکرد هر انسانی تحت تأثیر ناخودآگاه او شکل می گیرد، از آن جایی که هر انسانی بیش از آن که تحت تأثیر عقل و منطق خود باشد تحت تأثیر احساسات خود است اگر بتوانید ضمیر نا خود آگاه خود را مثبت طراحی کنید نسبت به درس و مطالعه احساس خوبی خواهید داشت و این شروع یک موفقیت بزرگ است .
تجسم خلاق مثبت و تأثیر آن بر ضمیر ناخود آگاه
اگر مدام خود را در حالتی ببینید که در حال اجرای قوی برنامه هستید و با جملات مثبت و محرکی که از ذهن خود می گذرانید، این تصاویر را تقویت کنید، به تدریج این تصاویر جملات مثبت، موجب طراحی جدیدی در ذهن شما می شود و احساس فوق العاده ای نسبت به مطالعه در شما ایجاد خواهد کرد .
مثال : دانش آموزی که تا به حال از درس شیمی لذّت نمی برده است و نمرات او همیشه در این درس کم بوده است، اگر مدتی ( حدود یک ماه ) نقش یک دانش آموز خوب را بازی کند و همواره خود را در نقش او تصور کند که همیشه دوست دارد در کوچک ترین فرصت ها به مطالعه ی این درس بپردازد و خود را در حالت مطالعه ی آن درس ببیند و لذّت آن را در ذهن خود احساس کند پس از مدتی احساس او نسبت به این درس تغییر کرده و تمایلات مثبت او واقعی می شود .
البته در کنار این تصاویر نقش جملات مثبت بسیار موثر است.
به طور مثال: (( به درس شیمی خیلی علاقه پیدا کرده ام )) (( از خواندن شیمی لذت می برم )) (( به زودی دانش آموزی قوی در درس شیمی خواهم شد )) (( دوست دارم زمان مطالعه ی شیمی خود را افزایش دهم و در هر فرصتی به آن بپردازم )) (( در درس شیمی استعداد عجیبی در خود کشف کرده ام . "
نکته: نباید فکر کنیم که این تصاویر و جملات مثبت خود فریبی است ، بلکه نقش جدیدی است که شما در زندگی بازی می کنید و به زودی این نقش واقعیت زندگی شما خواهد شد. ولی اینکه چرا در برخی از دانش آموزان تجسم خلّاق مثبت و سیگنال های مثبت موجب تغییر رفتار و اجرای برنامه درسی نمی شود ؟ زیرا، اول این که خیلی زود این تصاویر و جملات مثبت را رها می کند .
دوم باید با احساس اولین نشانه های مثبت در ذهن درس خواندن را افزایش داده و کیفیت آن را ارتقاء دهد تا این هم افزایی حالت مثبت ذهن را تقویت کند و موجب تغییر منش در فرد شود.
-
هر روز فهرستی از كارهایی كه باید انجام شوند تهیه كنید و آنها را به ترتیب اهمیتشان انجام دهید.همیشه یک دفترچه یادداشت و یک تقویم جیبی همراه داشته باشید و از آنها برای نوشتن فهرست كارهایی كه باید انجام شوند و ثبت زمان قرارهای ملاقات، استفاده كنید.
-
تا حد امكان اجازه ندهید كارهایی را كه برایشان برنامهریزی نكردهاید، برنامهریزی شما را مختل سازند. تلفنهایی را كه مربوط به شما نیست، جواب ندهید و به دیگران اجازه ندهید در ساعات اوج كاریتان، مزاحمتان شوند.هر روز فهرستی از كارهایی كه باید انجام شوند تهیه كنید و آنها را به ترتیب اهمیتشان انجام دهید.
-
سعی كنید در منزل نیز مانند اداره، منظم و با برنامه باشید. نوشتن فهرست خرید و دیگر موارد، میتواند از خستگی و هدررفتن وقت شما بكاهد.در یک زمان، فقط برروی یک چیز متمركز شوید و تمام توان خود را متوجه كاری كنید كه در دست دارید. عواملی را كه در كارتان وقفه ایجاد میكنند حذف كنید و وقتتان را صرف فكر كردن به تمام كارهایی كه باید انجام دهید، نكنید.
-
از مدیریت زمان به عنوان یک ابزار برای هدفگذاری، اولویتبندی هدفها و معرفی فعالیتهایی كه در راستای نیل به این اهداف به شما كمك میكنند، استفاده كنید. در واقع، مدیریت زمان به شما این امكان را میدهد تا هوشمندتر كاركنید؛ نه سختتر.
ادامه دارد.............
-
-
به نظم در مکان و مدیریت آن اهمیت بدهید:مدیریت مکان یعنی ایجاد تعادل و هماهنگی بین وسایل پیرامون مان تا در زندگی مان تاثیراتی سودمند پدید آید.
▪ عوامل موثر در مدیریت مکان:
پاکیزگی فیزیکی: زدودن هر گونه چرک، دود، چربی و خاک آلودگی از محیط زندگی، پالایش مکان است.
عدم انباشتگی و درهم ریختگی: هر گونه بی نظمی و درهم برهمی و نگهداری انبوهی از اشیاء غیرلازم و مواد زائد در زندگی ساکنان آن مکان اغتشاش و گرفتگی تولید می کند.
فقط آنچه را که در دست دارید یا مورد استفاده قرار می دهید نگه دارید.ظاهر اتاقتان چیزی است که در درونتان اثر می گذارد پس اگر اتاقتان نامنظم باشد قطعاً نوعی بی نظمی و درهم ریختگی درونی نیز وجود دارد. با جمع و جور کردن و نظم بخشیدن به بیرون، درون نیز به سوی نظم و هماهنگی پیش می رود.هر چه اشیاء بیشتری را در فضای زندگیتان وارد کنید فضای کمتری برای جریان آزاد انرژی باقی می ماند و به انجام رساندن امور دشوارتر است.هر چیز ناتمام در سطح فیزیکی، ذهنی یا عاطفی، روان آدمی را دچار درهم ریختگی می کند دکمه ی افتاده ای که باید دوخت، تکلیفی که نیمه کاره است و هزاران چیز ناتمام اگر تمام شان نکنید جلوی پیشرفت زندگی تان را می گیرد.
▪مطمئن بشويد همه چيزمرتب و منظم است.
یکی از قانونهای طلاییمدیریت زمان نظم است.از کودکي هميشه به ما ياد دادهاند که هر چيز را که برميداريد سر جاي خود بگذاريد يا همه چيز را در جاي مناسب خود قرار دهيد اما ما وقتيکمي مشغوليت پيدا ميکنيم ديگر اين دو اصل را فراموش ميکنيم.براي مثال هميشه به دنبال فايلها در کامپيوتر خود ميگرديم در حالي که اگريک بار آنها را در کامپيوتر مرتب کرده بوديم و نظم بخشيده بوديم ديگر هر بار اينهمه دچار اتلاف وقت نبوديم. همين را تعميم بدهيد به چيزهاي ديگر در محيط کار.نظم وترتيب بزرگترين عامل در جلوگيري از سرقت وقت شما توسط خودتان است. به زيردستان خود) مثلا به بچهها وقتي مادر آنها هستيد يا کارگران وقتي سرکارگر هستيد ) ياد دهيدچگونه با نظم در بهينهسازي وقت کل سيستم ياريگر باشند.
-
چشم انداز درازمدت خود را شرح و بسط دهید می خواهید ظرف پنج سال آینده به کجا برسید؟
-
همیشه از خودتان بپرسید: با ارزش ترین استفاده ای که در حال حاضر می توانم از وقتم بکنم چیست؟
-
برای مدیریت زمان خود، باید خوشبختی را هدف اصلی زندگیتان قرار دهید.
-
سعی کنید در آن واحد فقط روی تغییر دادن یکی از رفتارهای خود تمرکز کنید.
-
قابلیت های خود را در زمینه هایی که نتایج کلیدی برای شما به بار می آورد افزایش دهید.
-
از یک دفترچه برنامه ریزی به عنوان وسیله اصلی تنظیم وقت خود استفاده کنید و روی کاغذ فکر کنید.
-
برای هر هفته از هفته ی قبل و برای هر روز از روز قبل برنامه ریزی کنید.
-
کارهای تان را یکی یکی انجام دهید و وقتی کاری را به اتمام رساندید آن را کنار بگذارید.
-
مدام از خودتان بپرسید: "می خواهم چه کاری انجام بدهم؟" و "چطور می خواهم این کار را انجام دهم؟"
-
از تلفن به عنوان یک وسیله ی کاری استفاده کنید زود بروید سر اصل مطلب و از تعارفات کم کنید.
-
برای هر یک از مکالمات تلفنی خود از قبل برنامه ریزی کنید و مکالمات خود را دسته بندی کنید و آنها را با هم انجام دهید.
-
هر قدر درانجام امور ساده، منظم تر و مقرراتی تر باشید می توانید در انجام امور مهم طبیعی تر و آزادانه تر عمل کنید.
-
برای اینکه به حداکثر بهره وری دست پیدا کنید با تکرار پی در پی این جمله به خودشان نظم و ترتیب بدهید: "خوب برگردیم سر کار"
-
خود را به عنوان فردی منظم، کارآمد و موثر تصور کنید.
-
خود را ملزم کنید که وقت شناس باشید و دیگران را معطل نگذارید.
-
کارهایتان را دسته بندی کنید و تمام کارهای مشابه را همزمان انجام دهید.
-
فکر کردن از آینده به گذشته را تمرین کنید موقعیت خود را در سال بعد مجسم کرده و از آن دیدگاه به مسیر پشت سر خود نگاه کنید.
-
برقراری ارتباط ضعیف یا نامفهوم با دیگران از عمده ترین عوامل اتلاف وقت است.
-
توانایی حل مسایل به نحو خوب و موثر موجب صرفه جویی بسیار در وقت می شود.
-
مسئله هر چه باشد پیش از آنکه به حل آن بپردازید آن را بطور دقیق و روشن روی کاغذ بیاورید.
-
اختصاص دادن وقت خود به دیگران به منظور آموزش چگونگی انجام کارهایشان یکی از عوامل مهم صرفه جویی در وقت است.
-
اولین ساعت روز را که به ساعت طلایی معروف است صرف خودتان کنید.
-
همیشه برای انجام کارهایتان جدول زمان بندی شده داشته باشید و تمام کارها و قرار ملاقات ها را در آن بنویسید.
-
انسان های برتر، از وقت خود به گونه ای استفاده می کنند که گویی دیگران نظاره گر اعمال آنها هستند حتی وقتی که تنها هستند و کسی آنها را نمی بیند.
-
انسانهای برتر می توانند همزمان هم دید درازمدت داشته باشند و هم کوتاه مدت.
-
داشتن ذهن انعطاف پذیر کلید مدیریت زمان و استفاده بهتر از وقت است.
-
یکی از عوامل مهم اتلاف وقت ادامه دادن به ارتباط با افرادی است که به شما و اهدافتان هماهنگی لازم را ندارند.
-
استراحت کوتاه و ریلکس کردن از ابزارهای مدیریت زمان است. یک استراحت کوتاه می تواند شما را برای ساعاتی که در پیش دارید شارژ کند.
-
اطلاعات و مدارک خود را با دقت بایگانی کنید زیرا 30 درصد از وقت معمولاً صرف جستجو برای یافتن چیزهایی می شود که معلوم نیست کجا گذاشته شده اند.
-
تندخوانی را یاد بگیرید تا بتوانید در مدت کوتاه تری مطالب بیشتری را مطالعه کنید.
-
از خواندن مطالب غیر ضروری خودداری کنید. 80 درصد از کلیه اطلاعاتی که بایگانی و ذخیره می شوند هرگز مورد استفاده مجدد قرار نمی گیرند.
-
در هر هفته یک روز و هر چهار ماه یک هفته هر سال حداقل دو هفته کامل به تعطیلات بروید زیرا به تعطیلات رفتن یکی از بهترین راه های استفاده از وقت است.
-
برنامههاي مديريتزمانتان را اجرايي و گسترده کنيد.شماکمکم بايد اين زمانهاي محدود را افزايش بدهيد و در عين حال تعداد اهداف را همزياد کنيد. براي مثال براي يک ماه نه SMS بزنيد. نه برنامههاي وقتگير و بعضا وقتتلفکن تلوزيون را نگاه کنيد. نه وبگردي بيهوده کنيد و نه …
-
از ابزارهايمديريت زمان استفاده کنيد.خوب بديهي است که حتييک برگ کاغذ هم ميتواند ابزار مديريت زمان باشد، اگر شما کارهايتان را مرتب ومنظم روي آن بنويسيد و تحليل کنيد.در حقيقت قسمت مهم کار هم همينجاست.چه نرم افزارهاي بسيار پيشرفته و چه Outlook ساده همهميتوانند شما را در رسيدن به مقصودتان کمک کنند.مهم اين است که شما خودتان بتوانيدبه نوبه خودتان کمک کنيد.با استفاده از ابزارهاي زيادي که وجود دارد زمان بنديروزانه خودتان را بنويسيد و کلاهتان را قاضي کنيد ببينيد کجاي کار را اشتباه کرديدو کجاها را هم درست رفتيد.پشت گوش نیندازيد خيلي زود عيب و ايرادهاي کارتان را متوجهميشويد.
-
در برنامه ریزی مدیریت زمان بيرحمانه اولويت بنديکنيد.ممکن است شما 10 تا کار داشتهباشيد. آيا شما انساني هستيد که بتوانيد در يک لحظه هر 10 کار را انجام دهيد؟ اگرميتوانيد انسان نيستيد. فرشتهاي چيزي هستيد احتمالا!کارهايتان را اولويتبندي کنيد. مسلما به کارهايي برميخوريد که سريعتربايد انجام شوند يا کارهايي که اگر عقب بيافتند ضرر بيشتري را به شما تحميلميکنند. يادتان باشد اگر اشتباه اولويتبندي کنيد ضرر ميکنيد پس براي جلوگيري ازآسيبهاي زماني هم که شده است بيرحم و خشن باشيد.
-
«به ديگران محول کردن» را يادبگيريد.اين بيشتر براي بيزينس و مديريت تجاريکاربرد دارد اما ميشود به زندگي شخصي هم تعميمش داد.شما مدير شرکت هستيد و نه کسيکه بخواهد همه فن حريفي خود را به رخ ديگران بکشد.سعي کنيد ياد بگيريد چطوربارکارها را ميان افرادي که سوپروايزر يا سرپرستشان هستيد تقسيم کنيد.Decide To Delegate يک منبع انگليسي خوب براي آشنايي با مباني تقسيم کار به اين سبکاست.
-
خود را عادت بدهيد به قرار دادن زمانهاي محدودي در ميانهفعاليتها
یکی از قانون های طلایی مدیرت زماناین است که خودتان را عادت بدهيد بين کارهايي که ميکنيد يک زمان محدود هم در نظربگيريد براي يک سري کارهاي خاص. بگذاريد مثال بزنم.
شمانميتوانيد کل روز را به ايميل جواب دادن بگذرانيد. ولي ميتوانيد بينفعاليتهايتان زمانهاي کوتاه 15 دقيقهاي به پاسخ دادن به Email اختصاص بدهيد. همان 15 دقيقه هم بايد اصولي پاسخ داد و بيجهت ايميل چک کردن را کشنداد!
-
وقتتان را طوري تنظيم کنيد که اسير انتظارنشويد.
شما ميتوانيد به مطب دندان پزشک تانبرويد و منتظر بمانيد تا وقت ويزيتتان برسد. اما راستش را بخواهيد شما اصلا نيازينداريد برويد آنجا و با انگشتهايتان بازي کنيد يا مجلاتي بخوانيد که تاريخشانحداقل براي سال 85 است.با موبايل يا PDA يک ليست ازکارهايي که بايد بکنيد درست کنيد. براي يک زن خانهدار اين ميتواند خريد مايحتاج،تلفن زدن به مادر مثلا، انجام کارهاي خانه، رفتن دنبال بچهها يا کارهايي از ايندست باشد که بعضا بسيار وقتگير هم هست.
حالا خيلي راحتترهستيد که طوري برنامهريزي کنيد در صف يا انتظار نايستيد يا حداقل از قبل بتوانيدپيشبيني درستي از شرايط پيش رو داشته باشيد.تکنولوژي به کمک شماميآيد.
-
باید دقت کنیم که مدیریت زمان در واقع تغییر رفتارهاست. باید توجه داشته باشیم که تفکراتی که ذهن ما را مشغول کرده و زمان ما را هدر داده را از ذهن خود پاک کنیم وگرنه ذِهنمان آمادگی لازم و مؤثر را نخواهد داشت.
-
برای تغییر هیچگاه دیر نیست،هروقت ماهی را از آب بگیرید تازه است مدیریت زمان را از همین لحظه شروع کنید،. با مدیریت زمان می توانند جلوی پس رفت (یا رشد ناکافی) را بگیرند.
-
زمان اوج بازدهی را مشخص كنید: بهرهبری از زمان و آگاهی در این زمینه، در هر یک از ما به طرز چشمگیری متفاوت است. كارهایی را كه در طول روز انجام میدهیم تا حد زیادی بستگی به مقدار انرژی، انگیزه، تواناییها، مهارتها و دیگر منابع در دسترس دارد. بررسی «الگوهای زمانی» كه در خلال آنها به انجام كارها میپردازیم، در واقع، نخستین گام به منظور بهبود بخشیدن مدیریت زمان است.منظور از زمان اوج، همان ساعتهایی است كه فرد بسیار پرانرژی و بازدهی و كاراییاش بالاست. ساعت بیولوژیكی (ساعت زیستی) بدن كه تأثیر بسزایی بر روی عملكرد فرد دارد، در هر یک از ما متفاوت است. به طور كلی، میتوان افراد را به سه گروه تقسیم كرد؛ دسته اول در ساعتهای آغازین بامداد، بسیار فعال و پرانرژی هستند و با بازدهی بالا، كارها را انجام میدهند. دسته دوم در ساعتهای واپسین، بعدازظهر، بسیار پركارند و بازدهی كارشان در آن ساعتها بیشتر از مواقع دیگر است و آخرین گروه، شبزندهداران هستند كه نیمههای شب را بهترین موقع برای انجام دادن كارها میدانند. پیش از هر چیز، شما باید زمان اوج كاری خود را معین كنید و آن را به كارهای سختتر یا اپرانرژی و بازدهی و كارایی خود اختصاص دهید.
-
زمان خود را با «تعادل» استفاده كنید؛زمان ما در یک روز، میان كار به عبادت، استراحت و تفریح، تقسیم میشود. تعادل به این معناست كه باید زمان كافی برای انجام كارهای بیرون، حفظ و بهبود روابط شاد خانوادگی، خواب، استراحت و فعالیتهایی مانند ورزش و مطالعه داشته باشید.
-
باید محدودیت زمان را بپذیریم؛ یقیناً در بعضی از دورههای زندگی، زمان كافی برای انجام هر كاری كه دلمان میخواهد نداریم. این نكته، به ویژه برای خانوادههایی كه بچههای كوچک دارند و افراد مجردی كه باید كارهای خارج و داخل خانه را خودشان به تنهایی انجام دهند، حائز اهمیت است
-
هدفگذاری كنید:برای استفاده بهینه از زمان، نخست باید بر روی اهدافتان متمركز شوید. تمام اهداف اعم از شخصی، كاری، اجتماعی، خانوادگی و مالی، مهم هستند و رسیدن به آنها، نیازمند زمان است.من معتقدم که ترس مردم از شکست، مانع ار آن می شود که اهدافشان را بر روی کاغذ آورند.بیشتر مردم ترجیح میدهند بر روی چند هدف در زندگیشان كار كنند. بررسی اهداف به طور كامل و دقیق، پیشنیاز اصلی برای موفقیت در این كار است. شما باید بدانید در زندگی چه چیزی میخواهید و چه كسانی و چه سازمانها، علتها و انگیزههایی، برای شما مهمتر هستند. بعد از تصمیم گرفتن درمورد اهدافتان، آنها را برروی كاغذ بنویسید؛ در غیر این صورت، ممكن است اهدافتان مبهم باقی بمانند و هیچگاه متوجه نشوید كه آیا به آنها دست یافتهاید یا نه؟ پس به فعالیتها و كارهایی بپردازید كه شما را در رسیدن به این اهداف كمك میكنند. حال به منظور رسیدن به هدف نهایی، باید قدمهای كوچک را كه در واقع همان اهداف كوتاهمدت هستند، بردارید. تكمیل به موقع این كارهای كوچک و كوتاهمدت، اولویت دارد؛ در غیر این صورت، زمان را ازدست دادهاید؛ بدون آن كه پیشرفتی حاصل شود.
-
عادتهای غلط خود را تغییر دهید:
عادتهای غلط فرد، از مهمترین عوامل مخرب زمان به شمار میآید. تجربه نشان داده است که با کنترل چند نوع از عوامل مخرب ، میتوان سایر آفتها را نیز محدود کرد. برای شناسایی عوامل تخریبی زمان ، بایستی به بررسی و مطالعه منشها و روشهای خود پرداخت و آفات موجود را شناسایی کرد. برای شناسایی آفتهای وقت ،بررسی عملکرد روزانهیکی از راههای مناسب به شمار میآید که در این راستا ، فرد میتواند بایادداشتعملکرد روزانه خود و تجزیه و تحلیل آن در طول روزها ، هفتهها و ماهها ، اشکالات موجود را دریابد. چنانکه گفته شد، شناسایی آفتهای تخریبی زمان ، یک گام اساسی در راه مبارزه به شمار میآید و نکته اینکه ، شناسایی این عوامل ، برخی راه حلهای مناسب را نیز روشن خواهد کرد.
برای مبارزه با آفتهای مربوط به خلق و خوی افراد که زمان را تلف میکنند، بهترین راه ، برقراری یکانضباط شخصیمستمر است که موجب بروز تغییرات تدریجی در این راه میگردد. از آنجا که عادتهای نامناسب به صورت تدریجی شکل میگیرند و موجب تخریب زمان میگردند، لذا تغییر این عادات نیز در طول زمان میسر خواهد بود، بر این اساس ، بایستی سرلوحه کار در شناسایی و از بین بردن عوامل مخرب زمان باشد.
-
باید کار ها و تصمیمات غیر ضروری خود را حذف نمایید:
مدیریت زمان مادر تمام مدیریت هاست. برای مدیریت زمان به ناچار باید خیلی از کارها را حذف کنیم.
-
تکنیک 10-10-10 یکی از تکنیک هایی است که در حذف بسیاری از کارها و تصمیمات غیر ضروری به ما کمک می کند. این تکنیک به ما می آموزد که بسیاری از کارها،تصمیمات و ایده هایی(همان ایده هایی که وقتی سر ذوق هستید و دور اتاق می چرخید،به ذهنتان می رسد و در دفتر یادداشتتان می نویسید) که در ذهنمان هست را باید حذف کنیم و به کارهای اصلی بپردازیم. اول بار این تکنیک توسط سوزی ولچ(Suzy Welch ) ارائه گردید. اساس این تکنیک بر اساس سه پرسش زیر هست. دقت کنید: هر کاری که قرار است انجام دهید، دست نگه دارید. ابتدا سه پرسش زیر را از خودتان بپرسید.
-
پرسش اول:نتیجه این کار یا تصمیم بعد از 10 دقیقه چیست؟
-
پرسش دوم:نتیجه این کار یا تصمیم بعد از 10 ماه چیست؟
-
پرسش سوم:نتیجه این کار یا تصمیم بعد از 10 سال چیست؟ اصل نگرش بلند مدت (فوت مدیریت زمان!) درتکنیک 10-10-10 آمده هست. در ضمن به ما کمک می کند تا راحتتر تصمیمات احساسی را حذف کنیم.
-
وقتی 20 ساله هستید میترسید دیگران درباره شما چه فکری میکنند؟
-
وقتی 40 ساله می شوید اصلا برایتان مهم نیست که دیگران چه فکری درباره شما می کنند؟
-
وقتی 60 ساله می شوید تازه می فهمید که اصلا هیچ کس درباره شما فکر نمی کند؟
مطمئن باشید اگر فکر و باور دیگران درباره شما جهت موفقیت لازم بود هیچ کس به موفقیت نمیرسید. شما اگر هدف در زندگیتان داشته باشید باید تصمیمات خود را در راستای رسیدن به آن پایه ریزی کنید. به شما ربطی ندارد که دیگران درباره شما چه فکری میکنند. بر اساس این قانون(20-40-60) اصلا کسی درباره شما فکر نمیکند. درگیر کردن خود که درباره اینکه مردم درباره موی شما یا لباس شما همچنین محل زندگی شما چه فکری می کنند هیچ نتیجه ای ندارد و مطمئن باشید زمان خود را هدر می دهید.هزینه جهت دکوراسیون منزل فقط برای اینکه جلوی دختر خاله آبروداری کنید یا تعویض گوشی خود برای درآوردن چشم همکلاسیتان و یا ...همه موارد بالا جزء هزینه تراشی و تحمل فشارهای روانی به جهت اینکه فکر مردم را عوض کنید کاری عبث و بیهوده است. به جای اینکارها تمام زمان خود را مشغول کارهای بکنید که شما را به هدفتان می رساند.یعنی مدیریت زمان و برنامه ریزی خود را مطابق با اهداف خود پایه ریزی کنید تا به موفقیت برسید.
-
5 قدم زیر را امتحان کنید.
1. ارزیابی: واقعاً چه می خواهیم؟ در چه جهتی رو به حرکتیم؟ الان چه می کنیم؟
2. واقعی شدن: چه چیز واقعاً اهمیت دارد و روی اهداف طولانی مدت ما اثر می گذارد و بیشتر آن را پشتیبانی می کند؟ چه چیزهایی فاقد اهمیت هستند؟ چه چیز حواس و تمرکز من را بر هم می زند؟
3. برنامه: برای رسیدن به اهدافم چه کار باید بکنم؟ قدم های اصلی برای رسیدن به اهداف کدام ها هستند؟ چطور باید اینکار را انجام دهم؟ چه برنامه یا استراتژی من را متمرکز می کند؟
4. تمرکز: برای رسیدن به این اهداف، باید چه کسی باشید و از چه ساختارهایی پیروی کنید؟
5. کنترل/ارزیابی: آیا کارهای کوچک و پیش پا افتاده انجام می دهم؟ آیا وقتم را هدر می دهم؟ چه چیز کار میکند/ چه چیز کار نمی کند؟ چطور می توانم کارهایی که انجام می دهم را موثرتر کنم؟
چالش اصلی حفظ نظم، تمرکز و ترتیب در این استراتژی هاست. هدف اصلی و بلند مدتتان را تشخیص دهید، واقعگرا باشید، نقشه بکشید، ساختارهایی برای حفظ تمرکز فکریتان ایجاد کنید و کارتان را کنترل کنید. برای برنامه تان زمان بگذارید و روند کارتان را مداوم کنید. اگر واقعاً در این اهداف جدی هستید، همین امروز دست به کار شوید. برای رسیدن به موفقیت از متخصصین ویژه هم می توانید کمک بگیرید. باید محیط مناسب را برای فعالیت خود آماده کنید. با این اقدامات است که می توانید به موفقیت دست پیدا کنید! پس عجله کنید. -
يک برنامه روزمرهتنظيم کنيم.
در برنامه مدیریت زمان يک برنامهروزمره براي خودتان درست کنيد.براي مثال فکر کنيد صبح که بيدار شديد کار شماره يکرا بکنيد ( مثلا ايميل چک کردن ) و سپس کار شما دو را بکنيد ( مثلا رفتن به بانکبراي امور مالي ) و … در آخر هم يک برنامه جمعبندي داشته باشيدیک برنامه زمانی، هم میتواند نمایی خلاصه از كارهایی باشد كه میخواهید در آینده نزدیک انجام دهید و هم یک برنامه بسیار دقیق از كارها با تمام جزئیاتشان است.اغلب مردم در یک زمان نمیتوانند بر روی تمام برنامهها، فعالیتها و اهدافشان متمركز باشند. بنابراین، آنها را روی كاغذ بنویسید و فهرستهای متفاوتی از برنامههایتان تهیه كنید.برنامه ریزی یکی از مهمترین تکنیکهای مدیریت زمان و پروژه است.به صورت اصولی برنامه ریزی کنید و سپس آنرا اجرا نمایید.
برنامه ریزی. برنامه ریزی یکی از مهمترین تکنیکهای مدیریت زمان و پروژه است.
در مورد برنامه ریزی ، شاید دیگران بتوانند به ما کمک کنند، اما باید این را در نظر داشته باشیم که نقش اصلی ما هستیم ، چرا که هیچ کس مانند ما دلسوز و نگران سرنوشتمان نیست و از جزئیات کارمان آگاه نیست.

